با توجه به وضعیت اقتصادی کشور ایران، یکی از بهترین روش های مقابله با تورم، ضمن کسب  سود و انجام سرمایه گذاری درست، تملک سهام در بازار بورس است.همواره وقتی مباحث تخصصی سرمایه گذاری در بازارهای مختلف مطرح می شود، شناسایی گزینه های مناسب و نحوه انجام این کار برای بسیاری از افراد چالش بزرگی است و لزوم افزایش اطلاعات و آگاهی سرمایه گذاری افراد در این زمینه برای همگان حس می شود.به همین منظور افراد، یا مراجعه به متخصصین سرمایه گذاری را بر می گزینند و یا در راستای یادگیری اصول صحیح سرمایه گذاری گام بر می دارند.یکی از  مهمترین روش های تحلیل و بررسی بازار، تحلیل بنیادی می باشد.به منظور آشنایی بیشتر با این شیوه آنالیز بازارهای مالی، در این مقاله به شرح آن می پردازیم.

تحلیل بنیادی چیست؟

ارزش گذاری اوراق بهادار با استفاده از پارامترها و داده های مالی و اقتصادی، بر اساس مدل های مالی، تحلیل بنیادی نامیده می شود.در تحلیل بنیادی تمام عوامل بیرونی و درونی تاثیر گذار بر قیمت سهام را در نظر گرفته و بر مبنای آن در مورد ارزش ذاتی و شرایط قیمت فعلی سهم، اظهار نظر می کنیم.در این گونه تحلیل ها، از همه عوامل اقتصاد خرد و کلان به منظور بررسی همه جانبه بازار استفاده می شود.به واسطه نتایج تحلیل بنیادی سرمایه گذار متوجه می شود که، آیا سهم ارزش سرمایه گذاری دارد یا خیر.به عبارت دیگر ارزشمندی سهام به واسطه معیارهای تحلیل بنیادی مشخص می شود.سهامی که قیمت آن ها کمتر از ارزش ذاتی خود باشد از نظر تحلیل گران بنیادی ارزش سرمایه گذاری دارد.گفتیم که تحلیل بنیادی عمدتا به بررسی متغیر های خرد و کلان اقتصاد می پردازد.متغیرهای خرد مربوط به وضعیت صورت های مالی خود شرکت ها نظیر سود، زیان، فروش و… می باشند و در سطح کلان مواردی چون نرخ بهره، نرخ ارز، تراز تجاری، وضعیت تولید و صنایع پیشتاز و… مورد بررسی قرار می گیرند.علاوه بر بازار سهام ، تحلیل بنیادی در بازار پولی و بانکی نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

دیدگاه سرمایه گذاران بنیادی

زمانی که پس از محاسبه ارزش ذاتی سهم طبق یکی از روش مرسوم، مشخص شود ارزش ذاتی بیش از قیمت بازاری سهم است، سرمایه گذاران بنیادگرا آن را حباب منفی نامیده و فرصت خرید تلقی می کنند.در طرف مقابل زمانی که قیمت فعلی از ارزش ذاتی سهم بیشتر باشد، این موضوع یک حباب قیمتی مثبت تلقی شده و در این صورت اگر مالک سهم باشند به منظور کاهش ریسک، از آن خارج شده و در غیر این صورت خریدار آن نخواهند بود.در واقع هدف تحلیل بنیادی سرمایه گذاری روشن فکرانه و صحیح است.تلاش تحلیل گران بنیادی یافتن سهامی کمتر از ارزش ذاتی به منظور است.

عوامل کمی و کیفی در تحلیل بنیادی

از آنجا که در تحلیل بنیادی گزارشات مالی مربوط به شرکت ها، بخش مهمی از اطلاعات تحلیلی می باشند، موارد مذکور در آن ها اعم از مفاد آماری مثل درصدها و نسبت های سود، زیان و… و موارد کیفی چون نحوه مدیریت و اعتبار شرکت، از اهمیت بسزایی برخوردار است.پارامترهای کمی به دلیل بیان عددی و قابل تشخیص بودن، دقت بیشتری داشته و تاثیر بسزایی در تصمیمات سرمایه گذاری معامله گران دارند.مهم ترین و قابل استناد ترین منبع اطلاعاتی برای سرمایه گذاران، مجموعه گزارشات مالی منتشر شده از طرف خود شرکت ها در سامانه های مربوط به سازمان بورس و اوراق بهادار است.عوامل کیفی مربوط به تحلیل بنیادی بر اساس مشخصاتشان، چکیده ای از تفکرات اشخاص، مکتب ها و مدل های تحلیل بنیاد سهام است و پارامتر قابل اندازه گیری محسوسی در میان آن ها مشاهده نمی شود.مهم ترین عوامل کیفی مرسوم مورد استفاده در میان تحلیل گران، مواردی نظیر طرح های توسعه ای، اقبال عمومی نسبت به محصولات جدید، محبوبیت نام تجاری، مدل مدیریتی و… می باشند.برخی از سوالات اساسی که تحلیل گران بنیادی حین بررسی شرکت ها، باید به آن پاسخ دهند عبارتند از؛

1) وضعیت کلی اقتصاد و صنایع ملی

2) صنایع پیشتاز و سودده کدامند؟

3) درآمد اصلی عملیاتی است یا خیر؟

4) سهم شرکت از بازار فروش محصولات؟

5) عوامل موفقیت بلند مدت کسب و کار

6) خوش نامی و کارایی تیم مدیریت

بطور کلی از توضیحات فوق الذکر چنان استنباط می شود که شرط تحلیل صحیح و قابل اتکا در روش بنیادی، توجه به همه موارد و عوامل دخیل در وضعیت یک سهم است.به عبارت دیگر می توان گفت هیچ کدام از تکنیک های مرسوم در تحلیل بنیادی به تنهایی خوب یا بد محسوب نمی شوند و همانند سایر روش ها داشتن استراتژی تحلیلی که از مجموعه ای شاخص ها و معیار ها تشکیل شده باشد، بهتر است.

 تشخیص ارزش واقعی سهام

یکی از تفکرات اولیه و اساسی تحلیلگران بنیادی این است که، قیمت تابلوی سهم، لزوماً نشان دهنده ارزش واقعی آن نیست و ممکن است تفکرات معامله گران و قیمت های موجود چیزی بسیار فراتر و یا کمتر از ارزش ذاتی آن باشد.

بطور مثال شرکت تولیدی X را در نظر بگیرید.آخرین قیمت داد و ستد سهم این شرکت در بازار بورس تهران، 350 تومان می باشد.طبق محاسبات بنیادی، این سهم از ارزش ذاتی 500 تومان برخوردار است.طبق اخبار و اطلاعیه ها این شرکت ظرف یکسال آینده فاز دوم کارخانه را راه اندازی نموده و ظرفیت تولید به 2 برابر افزایش می یابد.در نتیجه پیش بینی می شود با افتتاح این خط تولید، قیمت سهم حداقل تا حوالی ارزش ذاتی رشد کند.مسلم است که، کمتر سرمایه گذاری را می توان یافت که از چنین فرصت سودده بی نظیری چشم پوشی کند.بر همین اساس اکثر فعالان بنیادگرای بازار سهام معتقدند، قیمت در بلند مدت به سمت ارزش واقعی خود گرایش پیدا می کند.

مقالات

نظرات بسته هستند