یکی از راه های سرمایه گذاری با سرمایه اندک، که برای عموم جامعه در دسترس باشد، سرمایه گذاری در بازار سهام است.افرادی که اطلاعات مناسبی از شیوه سرمایه گذاری در این بازار داشته باشند، بصورت مستقیم و کسانی که آشنایی چندانی به بازارهای مالی نداشته باشند، می توانند از طریق نهادهای مالی مثل صندوق های سرمایه گذاری و سبدگردان ها، سرمایه خود را به این بازار وارد کنند.سرمایه گذاران حقیقی که خودشان داد و ستد می نمایند، باید درک کافی از شرایط کلی اقتصاد و سیاست در سطح کشور، صنایع و شرکت ها و همچنین بر مفاهیم کلی مربوط به خرید و فروش سهام تسلط کاملی داشته باشند.هر چند دو عامل مذکور نقش بسیار مهمی در سرمایه گذاری موفق دارند اما به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، داشتن سبک تحلیلی مشخص یکی از مهمترین عوامل در راستای سرمایه گذاری هوشمندانه می باشد.از مهم ترین روش های تحلیل بازار سهام، تحلیل تکنیکال و بنیادی می باشند که در این مطلب روش تکنیکال با توجه به طرفداران بسیار و گستردگی کاربرد در میان معامله گران، به همراه مزایا و معایب آن به طور خلاصه توضیح داده می شوند.

تحلیل تکنیکال چیست؟

در نمای کلی، تحلیل بازار سهام بر اساس داده های قیمتی گذشته، تحلیل تکنیکال نامیده می شود.تحلیل گران فنی با استفاده از الگوهای بصری تکرار شونده در نمودار که ماهیتاً بر اساس الگوی رفتاری جمعی انسان ها می باشند، به تحلیل وضعیت فعلی و پیش بینی آینده بازار می پردازند.امروزه تکنیک ها و پارامترهای مختلفی نظیر حجم معاملات و… به تحلیل تکنیکال اضافه شده و عملاً می توان روش های زیادی چون امواج الیوت، الگوهای هارمونیک، تحلیل کلاسیک، پرایس اکشن و… در تحلیل نمودار به وجود آمده است.با استفاده از این روش می توان بر مبنای اطلاعات تاریخی قیمت، نه تنها بازار سهام بلکه روند قیمتی هر دارایی دیگر را تحلیل نمود.

اما تحلیل نموداری قیمت ها عموماً در مورد بازار سهام یا آنالیز روند قیمتی بلند مدت کالاها و دارایی های استراتژیک به کار برده می شود.تحلیل تکنیکال از زمان پیدایش تا کنون به دلایل مختلفی با استقبال بسیار خوبی از سوی سرمایه گذاران بازار مالی روبرو شده است.از همین روی طی سالیان متمادی افراد زیادی مشغول به تحقیق و پژوهش در راستای ارتقا این روش تحلیلی بوده اند.پس از اینکه افراد در یادگیری مفاهیم پایه روش تکنیکال به تسلط نسبی دست یافتند، به منظور استفاده از این اصول در داد و ستد سهام باید بر اساس آن ها، برای خود یک استراتژی معاملاتی تدوین نمایند.این استراتژی شامل مجموعه دلایل، ابزار و شرایط ورود و خروج از معامله است که طبق قاعده باید بصورت دقیق توسط معامله گر یا سیستم های اتوماتیک اجرا شود.روش مرسوم در تدوین استراتژی معاملاتی ترکیب ابزارهای تحلیلی مختلف نظیر الگو ها و اندیکاتورهای تکنیکالی است که در نهایت با بررسی نتایج آن در زمان گذشته و حال بازار می توان در مورد صحت عملکرد و میزان کارایی آن تصمیم گیری نمود.روش تکنیکال به دلیل اینکه نسبت به روش بنیادی ابزارها و پارامترهای ساده تر و قابل لمس تری برای عموم افراد دارد، به نسبت بیشتری برای تدوین استراتژی های معاملاتی مورد استفاده قرار می گیرد.

مفاهیم پایه در تحلیل تکنیکال

مهم ترین اصل در تحلیل تکنیکال این است که همه چیز در قیمت خلاصه می شود.تحلیل فنی به بررسی آماری اطلاعات قیمتی گذشته به منظور تحلیل وضعیت حال و پیش بینی آینده متمرکز است.که این تحلیل اطلاعات عموماً به وسیله دنبال کردن الگوهای پر تکرار قیمت در نمودار انجام می شود.تحلیل گران تکنیکال معتقدند در یک بازار کارا تجزیه و تحلیل نمودار به درستی راهنمای معامله گران خواهد بود.از دیگر اصول فنی می توان به این اشاره نمود که هر چند ممکن است در برهه‌ای از زمان قیمت ها توسط اخبار و شایعات دستکاری شوند اما نوسانات بازار تصادفی و بی منطق نیستند و الگوهای نموداری به در طول زمان پیوسته در حال تکرارند.بر همین اساس است که ادعا می شود به وسیله تحلیل نمودار می توان جهت کلی بازار را در هر زمان ممکن مشخص نمود تا معامله گران بتوانند از آن کسب سود کنند.

اصول اساسی در تحلیل تکنیکال

1) همه چیز در قیمت خلاصه می شود.

یکی از مهم ترین انتقادات وارده نسبت به تحلیل تکنیکال، در نظر نگرفتن سایر عوامل تاثیر گذار بر قیمت سهام نظیر مسائل بنیادی است.بسیاری از صاحب نظران معتقدند خرید و فروش سهام بدون بررسی دیگر پارامترهای تحلیلی خطای بزرگی است و موجب می شود بدون آگاهی کافی سرمایه گذاری کنیم.بطور خلاصه از نظر تحلیل گران تکنیکال فقط نوسانات قیمتی که به سبب عرضه و تقاضا در بازار ایجاد می شوند، اهمیت دارد.

2) تاریخ تکرار می شود!

تحلیلگران این روش بر این باورند که الگوهای قیمتی مشخصی که بر اساس چرخه های بازار و احساسات انسانی، پیوسته در نمودارها تکرار می شوند.تکنیکالیست ها معتقدند که با استفاده از این ابزار تحلیلی می توانند در بازه‌های چند دقیقه‌ای تا چند ده ساله به پیش بینی بازار بپردازند.

موانع و مشکلات تحلیل تکنیکال

یکی از فروض اصلی تحلیل فنی، وجود بازار کارا می باشد.طبق این اصل، زمانی که بازار کارایی خود را از دست دهد، راه برای کسب منفعت در بازار مالی گشوده می شود.در طرف مقابل سایر آنالیزورهای بازار از جمله تحلیل گران بنیادی، معتقدند که اصولا هیچ اطلاعاتی درون قیمت نهفته نیست و نمودارها به صورت کاملا تصادفی دچار نوسان می شوند.یکی دیگر از موضوعاتی که مدت هاست مورد سوال منتقدین این روش می باشد، بحث کارایی ابزارها و الگوهای تحلیلی و تعداد کاربران و بحث تحرکات دسته جمعی معامله گران است.طبق آمار بسیاری از ابزارهای نموداری در حالت ایده آل کارایی نهایتا 60% دارند.باید این نکته را در نظر داشت که بازدهی یک تکنیک معاملاتی تماما به نحوه استفاده و مدیریت سرمایه معامله گران بستگی دارد و نمی توان اینگونه محدودیت‌ها را کاملاً به ابزار تحلیل نسبت داد.از همین روی چند سالی است که سبک جدید تحلیلی به نام تکنوفاندامنتال به وجود آمده است که با در نظر گرفتن تعدادی پارامتر از هر دو روش تحلیلی تا حد ممکن خطای پیش بینی کاهش یابد.

 

مقالات

نظرات بسته هستند