بطور کلی تعصب های روانشناختی معامله گران بورس به چهار دسته کلی تقسیم می شوند:

*اعتماد به نفس کاذب  

*عدم پذیرش زیان  

*تایید شدن توسط دیگران و اطلاعات

*اعتقاد به تشابه حال و آینده

زمانی که در بازار سهام شروع به کار نمایید، خودتان را در مقابل آقای بازار تصور می کنید.اما متخصصان مالی اشاره می کنند که معامله گران علاوه بر کنترل شرایط بیرونی، باید اوضاع ذهنی و حالات درونی خویش را نیز مدیریت نموده تا بتوانند معاملات موفقی را در بازار سهام تجربه کنند.انسان ها همانقدر که از لحاظ ذهنی مزایای زیادی برای معامله گری در بازار مالی دارند، به همان اندازه مشکلات روانی نیز خواهند داشت که به منظور حل آن ها تقریباً مبارزات درونی خواهند داشت.اینکه تصور کنید شخصی بتواند هیجان را از فرآیند معامله گری خود حذف نماید، کاملاً رویا و خیال است.اما می توانید پس از مدتی کار روی ذهن خودتان، نقاط ضعف و قوت را یافته و پس از تعیین استراتژی معاملاتی بتوانید با اجتناب از این نقاط ضربه زننده، معامله گری موفقی را تجربه کنید.زمانی که از محدودیت ها و مشکلات ذهنی انسان سخن به عمل می آید، بسیاری از افراد به فکر استفاده از ربات های معامله گر می افتند.اما تجربه اثبات کرده که ربات ها نیز محدودیت های خاص خود را داشته و الزاماً معاملات سودده را تضمین نمی کنند.به نظر بسیاری از معامله گران با تجربه، بهترین روش ارتقا مهارت های معامله گری فردی خودتان از همه لحاظ است.

اعتماد به نفس کاذب

همواره به کسانی که قصد ورود به بازار سهام را دارند، توصیه می شود آموزش و مطالعه قبل از ورود به بازار را هرگز فراموش نکنند.بسیاری از افراد این کار را به خوبی انجام داده و پس از مطالعه منابع علمی و اطلاعاتی فراوان، حس می کنند تمام مفاهیم بازار را فرا گرفته اند و دیگر نیازی به یادگیری بیشتر نیست! خود را در حالتی مشاهده می کنید که فقط نیاز به سرمایه و بازاری برای داد و ستد دارید تا بتوانید سود کسب کنید.چنین شخصی در بازار مالی قطعا دارای اعتماد به نفس کاذب است.عموماً افرادی که با این بحران روحی درگیر هستند، تعداد معاملات بیش از حد معقولی دارند.این افراد علاوه بر تعداد معاملات بالا، با حجم سنگینی معاملاتشان را انجام داده و به مرور زمان حجم معاملات را افزایش می دهند، زیرا فکر می کنند اینگونه و بدون رعایت مدیریت سرمایه می توانند به موفقیت و ثروت برسند.معمولاً این افراد زمانی به اشتباه خود پی می برند که، معاملات با حجم بالای آن ها در جهت مخالف نیز حرکت کرده و دچار زیان سنگین می‌شوند.بیشتر افراد در این حالت، به خود می گویند این فقط یک مورد از تمام معاملات من است و در موراد بعدی جبران می کنم.به منظور اینکه این تعصب روانشناختی برایتان مشکل ایجاد نکند، باید قوانین معاملاتی سخت گیرانه تری برای خودتان وضع نموده تا یک چهارچوب ذهنی مشخص برای خود بسازید.همچنین گاها به خود استراحت داده و و زمانی برای بازبینی معاملاتتان اختصاص دهید.

اعتقاد به تشابه حال و آینده

مواقع بسیاری پیش آمده که شما یک الگو را در زمان خاصی مشاهده نموده و با شکل گیری دوباره این شرایط در نمودار، قاطعانه می پندارید که همان شرایط دوباره اتفاق افتاده و معامله ای بسیار پر سود در انتظار شماست.در حالیکه چنین انتظاری کاملا غیر منطقی است.از نشانه های این حالت روانی، احساس تعصب و وابستگی به یک نماد خاص است.اکثر معامله گران در این شرایط حتی اگر روند بازار بر خلاف آن ها حرکت کند باز هم حاضر به بستن معامله خود نیستند.برای از بین رفتن این حالت در ساختار ذهینتان تنها راه، برون رفت از دایره اطلاعات و مهارت هایتان است.بطور مثال باید سبک تحلیل نموداری خود را تغییر داده و به روش های دیگر نیز تسلط یابید تا این تعصب را از خود دور کنید.

تایید شدن توسط دیگران و اطلاعات

اگر شما در طول روز فقط به دنبال اطلاعاتی هستید که دیدگاه تحلیلی شما را تایید کنند، شما دچار نوعی تعصب محض و پیروی کورکورانه از اطلاعات خود شده اید.مثلا اگر حس می کنید قیمت یک سهام دچار روند نزولی خواهد شد، پیوسته به دنبال اطلاعاتی هستید که احتمالات سقوط سهم را حمایت می کنند.به منظور اینکه دچار چنین حالتی نشوید باید برای خود برنامه ای بگذارید که پس از ورود به هر موقعیت معاملاتی جزئیات پوزیشن خود را مرور و ارزیابی کنید تا بتوانید اگر اشتباهی داشتید، روند کاری خود را اصلاح نموده و به مرور این حس تک بعدی بودن را از خود برانید.شاید این موضوع یک شبه حل نشود، اما پس از مدتی مرتفع شده و مطمئن هستید تمام سعیتان را در این راستا انجام داده اید.یکی از راهکارها این است که اطلاعات موافق و مخالف را در کنار یکدیگر قرار داده و و خود به خود تصمیم آگاهانه تری بگیرید.همچنین امروزه با دسترسی به ابزاری همچون شبکه های اجتماعی، می توانید از تمام نظریات و تئوری ها باخبر و بهره مند شوید.

عدم پذیرش زیان

مطمئناً هیچ معامله گری دوست ندارد متقبل ضرر شود.ترس از زیان، حس قوی تری از طمع برای کسب ثروت است.بسیاری از معامله گران هنگامی که معاملاتشان به سمت ضرر و زیان پیش رود، از معامله خود خارج نشده و امید به بازگشت سهم به مدار صعودی دارند.اگر شما نیز دچار چنین وضعیتی می شوید پس از ضرر کردن می ترسید.شک نکنید تمام معامله گران در کارنامه خود تریدهای زیانده دارند و بسیار غیر منطقی است اگر فکر کنید، تمام معاملات شما باید صحیح باشند.فقط نکته این است که معامله گران موفق تا حد امکان ضررهایشان را کنترل و محدود می کنند.اگر با پذیرش ضرر خیلی مشکل دارید و تحمل آن برایتان بسیار سخت است، برنامه مدیریت ریسک منطقی را برای خود تدوین نموده و قاطعانه آن را پیاده سازی کنید.

 

مقالات

نظرات بسته هستند